آثار كيميايي متعددي بنابر روايات به خالد بن يزيد منسوب است، با اين حال نميتوان صحت اين انتسابها را معلوم ساخت.
6. جغرافياي بيزانسي، لاتيني، سرياني و چيني. دو متن جغرافيايي عجيب احتمالاً مربوط به اين عصر است،
عجايبالمخلوقات آيتيكوس، متني يوناني كه تنها ترجمهٴ لاتيني آن را ميشناسيم، و عجايبالمخلوقاتي از يك جغرافيدان ناشناس راوِنايي؛ آخري مهمترين و عملاً گرانبهاترين اثر در نوع خودش، در اوايل قرون وسطي در غرب است.
سوروس سيبخت به جغرافيا علاقهمند بود، و بيش از او شاگردش يعقوب رهاوي نحوي كه كتابي در باب شش روز آفرينش نوشت؛ قسمت سوم آن بيشتر جنبهٴ جغرافيايي دارد.
وانگ هسوان - تسه سياستمدار چيني، چهار بار به هند رفت؛ گزارشهاي او مفقود شده، ولي قسمتهايي از آنها درضمن تأليفات ديگر به دست ما رسيده است. ئي - چينگ راهب با پيروي از فا - هسين و هسوان تسانگ، براي به دست آوردن معلوماتي عميقتر دربارهٴ دين بودا، به هند رفت؛ او در 671 كانتون را ترك گفت، و از راه دريا به دهانهٴ هوگلي رسيد؛ در 695 با قریب
400 اثر بودايي به لو - يانگ بازگشت، و باقي عمرش را صرف ترجمهٴ آنها كرد.
7. طب بيزانسي، لاتيني و چيني. ملتيوس راهب رسالهاي ديني در باب هيئت بدن آدمي نوشت.
بنديكتوس كريسپوس منظومهاي طبي در باب معالجهٴ 26 بيماري، به ترتيب از سر تا قدم، تأليف كرد.
دو تحرير تهذيب شده از ادويهٴ مفردهٴ چيني (پن تسئائو) در ايام فرمانروايي كائو تسونگ، سومين امپراتور سلسلهٴ تئانگ تأليف شد. تحرير اولي به وسيلهٴ لي چي، و دومي به وسيلهٴ سو كونگ هدايت شد. سون سسو - مو، پزشك تائويي، مجموعهٴ بزرگي از نسخههاي طبي فراهم كرد و رسالهاي در باب بيماريهاي چشم نوشت.
8. تاريخنويسي لاتيني و سرياني. جالب است كه هيچ سالنامهٴ بيزانسي يا چيني درخور اهميتي از آن زمان به دست ما نرسيده است. از طرف ديگر، مهمترين سالنامههاي لاتيني سراسر اين قرن، يعني تاريخ وقايع فرانكها از 584 تا 642 (664) توسط فرد گاريوس مدرس بورگونديايي (؟) تأليف شده. معرف تاريخنويسي سرياني، وقايعنامهٴ نسطوري كوچكي راجع به آخرين نيم قرن دولت ساساني؛ و تهذيب و تذييل تاريخ اوزبيوس است، كه در حدود 692 به دست يعقوب رهاوي صورت گرفت.
9. قانون بربري، اسلامي و ژاپني. قديمترين قانوننامهٴ ويزيگوتي در نيمهٴ دوم سدهٴ پنجم صادر شد، و دومين آن مربوط به نيمهٴ دوم سدهٴ هفتم است؛ ولي تأثير قانون ويزيگوتي تا دير زماني پس از آن احساس ميشد، ازجمله در اسپانيا اقلاً تا سدهٴ سيزدهم.
قبلاً (در فقرهٴ 2) به قديمترين مذهب اسلامي، يعني اباضيه اشاره كردم. اين در عين حال